پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۷۹

زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام

چون بحر بیکنار ز ساحل گذشته ام

مجنون به گرد من نرسد در گذشتگی

چون گردباد، راست ز محمل گذشته ام

از دیر و کعبه نیست خبر رهرو مرا

چون برق بر سیاهی منزل گذشته ام

دلبستگی به سایه مرا سنگ ره شده است

چون سرو و بید اگر چه ز حاصل گذشته ام

صید زبون چه عذر تواند ز تیغ خو است؟

در حشر چشم بسته ز قاتل گذشته ام

ظلم است بنده کردن آزادگان به جود

از راه رحم، خشک ز سایل گذشته ام

چون موج، قدردانی دریاست مطلبم

گاهی اگر به دامن ساحل گذشته ام

سایل به بی نیازی من نیست در جهان

لب بسته بارها ز در دل گذشته ام

صائب شده است سرمه نفس در گلوی من

تا از حجاب عالم باطل گذشته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۸۱روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸۲سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸۴در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۸۵رنگین شده است بس که ز خونین ترانه‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸۷هرگز نشد به حرف غرض آشنا لبم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۸۸هر چند از گهر صدف آسا لبالبم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.