پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۲

هوالغفور ز جوش شراب می‌شنوم

صریر باب بهشت از رباب می‌شنوم

تفاوت است میان شنیدن من و تو

تو بستن در و من فتح باب می‌شنوم

بر آستان خرابات چون نباشم فرش؟

که بوی زنده‌دلی زان تراب می‌شنوم

دویدن می گلرنگ را به کوچه رگ

به صد رسایی آواز آب می‌شنوم

صفای پردگیان خیال می‌بینم

صدای پای غزالان خواب می‌شنوم

ترانه‌ای که سر دار از آن شود رنگین

به هرچه می‌نگرم بی‌حجاب می‌شنوم

صدای شهپر جبریل عشق هر ساعت

ز رخنه دل پر اضطراب می‌شنوم

مگر ز سیر بناگوش یار می‌آید؟

که بوی یاسمن از ماهتاب می‌شنوم

مگر ز صحبت دل‌های گرم می‌آیی؟

که از لباس تو بوی کباب می‌شنوم

چه حرف‌های خنک صائب از سیاه‌دلان

به پشتگرمی آن آفتاب می‌شنوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۶۴شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۶۵نه می به جام و نه گل در کنار می‌خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۶۶کجاست باده که ناموس را به آب دهم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۶۷به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۶۸به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۶۹به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۷۰ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۷۱چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.