پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۵

نه می به جام و نه گل در کنار می‌خواهم

تبسمی ز لب لعل یار می‌خواهم

نیم ز رفتن گل‌های بوستان غمگین

زمان حسن ترا پایدار می‌خواهم

چو گل برای تماشاییان دلتنگ است

گشایشی اگر از نوبهار می‌خواهم

به ساده‌لوحی من شیشه‌ای ندارد چرخ

که رحم از دل سنگین یار می‌خواهم

متاع هستی من هرچه هست باختنی است

ز عشق دست و دلی در قمار می‌خواهم

نرفت یک قدم از پیش، کارم از ماندن

هنوز مهلت ازین روزگار می‌خواهم

نمی‌توان خمش از سینه‌های گرم گذشت

چراغ داغی ازین لاله‌زار می‌خواهم

رسیده مشق جنونم چنان که نتوان گفت

نوازشی ز نسیم بهار می‌خواهم

یکی است محرم و بیگانه پیش غیرت من

ترا نهفته ز خود در کنار می‌خواهم!

ازان لب شکرین گر طمع کنم صائب

هزار بوسه، یکی از هزار می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۶۷به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۶۸به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۶۹به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۷۰ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۷۱چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۷۲عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۷۳به جای باده اگر در پیاله آب کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۷۴ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.