پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۷۴

ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟

به هیچ و پوچ دل خویش چند آب کنیم؟

نظر چگونه به روی تو بی حجاب کنیم؟

که ما حجاب ز نظاره نقاب کنیم

بود ز روز قیامت حیات ما افزون

ز عمر اگر شب هجر ترا حساب کنیم

چو نیست یک دو نفس بیش عمر شبنم ما

همان به است که در کار آفتاب کنیم

به ما دل کسی از دوستان نمی سوزد

مگر به آه دل خویش را کباب کنیم

به تشنه چشمی ما رحم نیست خوبان را

ز آفتاب مگر دیده ای پر آب کنیم

کنیم داغ ترا چون به مرهم آلوده؟

به گل چگونه نهان قرص آفتاب کنیم؟

چو نیست بهره ز خورشید طلعتان ما را

خنک دلی ز تماشای آفتا کنیم

ز چشم شور همان در شکنجه می کوشند

گر به خون جگر صلح از شراب کنیم

ز شور عشق دل خویش چون سبک سازیم؟

نمک جدا به چه تدبیر ازین کباب کنیم؟

گناه ما چو فزون است از حساب و شمار

چه لازم است که اندیشه از حساب کنیم؟

نظاره رخ او نیست حد ما صائب

مگر ز دور تماشای آن نقاب کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۷۶چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۷۷جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۷۸از سردی جهان لب گفتار بسته ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۷۹زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۸۰روی سخن ز آینه‌رویان ندیده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸۱روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸۲سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.