پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۷۷

جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم

ز کار چرخ گره غنچه وار بگشاییم

ز برق آه بسوزیم مهر و ماهش را

گره ز رشته لیل و نهار بگشاییم

چنین که تنگ گرفته است روزگار به ما

امید نیست درین روزگار بگشاییم

گل از جدایی ما می کند گریبان چاک

چه لازم است گریبان به خار بگشاییم

متاع ما سخن و خلق پنبه در گوشند

درین قلمرو و غفلت چه بار بگشاییم؟

فلک ز کاهکشان تنگ بسته است کمر

چگونه ما کمر کارزار بگشاییم؟

به زور بازوی اقبال کار پیش نرفت

مگر به قوت دل این حصار بگشاییم

چنین که مست غرورند عالمی صائب

سرفسانه شیرین چه کار بگشاییم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۷۹زین نه صدف به روشنی دل گذشته ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۸۰روی سخن ز آینه‌رویان ندیده‌ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۸۱روی دلی چو غنچه ز بلبل ندیده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۸۲سر بر فلک ز همت والا کشیده ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۸۳از آفتاب رنگ نبازد ستاره ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۸۴در عین وصل داغ جدایی چو لاله ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۸۵رنگین شده است بس که ز خونین ترانه‌ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۸۶تا شد به داغ عشق هم آغوش سینه ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.