پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۸

به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم

خط نجات به مرغان نامه بر دادیم

ز عشق جان تهیدست را غنی کردیم

ز بوی گل به صبا توشه سفر دادیم

خزان سنگدل از مشت خون ما نگذشت

چو گل اگرچه زر سرخ با سپر دادیم

ز ما دعا برسانید میفروشان را

که ما قرار به خونابه جگر دادیم

خمار هستی ما آب تیغ می شکند

عبث به پیر خرابات دردسر دادیم

کدام تار به مضراب مطربان تن داد؟

به این نشاط که ما رگ به نیشتر دادیم

همان ز شرم کرم سرفکنده ایم چو بید

چو نخل در عوض سنگ اگر چه بر دادیم

به جان مضایقه با دوستان چگونه کنیم؟

چو گل به دشمن خونخوار خویش سر دادیم

تریم چون صدف از ابرو همتش صائب

اگر چه در عوض قطره اش گهر دادیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۷۰ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۷۱چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۷۲عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۷۳به جای باده اگر در پیاله آب کنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۷۴ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۷۵ز بوستان تو عشق بلند می گویم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۷۶چو خامه نیست ز من هر سخن که می گویم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۷۷جنون کجاست که دستی به کار بگشاییم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.