پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۶۶

کجاست باده که ناموس را به آب دهم

وداع هوش کنم، عقل را جواب دهم

من از نسیم چمن بیخودم چو شبنم گل

مگر پیاله خود را به آفتاب دهم

به این شکسته زبانی، اگر ضرور شود

زبان تیر و لب تیغ را جواب دهم

مرا که چشمه حیوان ز سینه می جوشد

چرا عنان به کف موجه سراب دهم؟

چو من ز پرتو مهتاب شیر مست شدم

چه لازم است که دردسر شراب دهم؟

به چشم بوسه زدن چون فراق می آرد

چگونه بوسه بر آن حلقه رکاب دهم؟

کجاست جرأت ، اگر صحبت اتفاق افتد

که یک پیاله به دست تو بی حجاب دهم

مرا که پرتو خورشید می برد به شتاب

نظر چگونه چو شبنم ز گلشن آب دهم؟

ربوده است نظر بازی خیال، مرا

من آن نیم که گریبان به دست خواب دهم

چو نیست یک دل بیدار در جهان صائب

همان به است که من نیز تن به خواب دهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۶۸به اشک درد دل خود نوشته سر دادیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۶۹به دوست پی زدل خونچکان خود بردیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۷۰ز میوه گرچه درین بوستان سبکباریم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۷۱چو گل به ظاهر اگر خنده در دهان داریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۷۲عنان گسسته تر از سیل در بیابانیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۷۳به جای باده اگر در پیاله آب کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۷۴ز بحر کسب هوا چند چون حباب کنیم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۷۵ز بوستان تو عشق بلند می گویم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.