پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۹۶

چه غوطه ها که درین بحر پر خطر زده ام

که سر چو رشته برون از دل گهر زده ام

به تر دماغی من نیست لاله ای امروز

که یک دو جام ز خونابه جگر زده ام

به یاد پنجه خونین دلخراشان است

ز بیغمی نبود گر گلی به سر زده ام

به مایه داری مژگان خونفشانم نیست

چو برق بر رگ هر ابر نیشتر زده ام

دهن چگونه گشایم به ابر همچو صدف

که پشت دست به دریای پر گهر زده ام

همان نفس ز شفق کرده اند خون به دلم

اگر ز ساده دلی خنده چون سحر زده ام

به جستجو نتوان آن جهان جان را یافت

وگر نه من دو جهان را به یکدگر زده ام

نکرده است کسی جمع شور و شیرین را

منم که برنمک انگشت نیشکر زده ام

نیم چو سرو ز آزادگان، نمی دانم

که دست خود به چه امید بر کمر زده ام

شده است برق خس و خار هستیم صائب

اگر به سوخته ای خنده چون شرر زده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۹۸سبک به چشم تو از شیوه وفا شده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۹۹برون نیامده از برگ بی ثمر شده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۰۰چو بید اگر چه درین باغ بی بر آمده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۰۱به توبه راهنمون گشت باده نابم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۰۲ز بیغمی نه ز مطرب ترانه می طلبم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۰۳ادب گذشته بر روی یکدیگر دستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۰۴مرا که هست به دل کوه آهن از مردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۰۵ز سادگی است تمنای سود ازین مردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.