پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۵

از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز

مشغول خاکبازی طفلانه ام هنوز

درخون خود مضایقه با تیغ می کنم

خام است جوش باده میخانه ام هنوز

هرچند عمرهاست که بیگانه ام ز عقل

درباغ عشق سبزه بیگانه ام هنوز

عمری است گرچه دور ز میخانه مانده‌ام

گردد ز بوی می سر پیمانه ام هنوز

خاکسترم به باد فنا رفت و شمعها

خون می کنند بر سر پروانه ام هنوز

هرچند هفتخوان را شکسته ام

در ششدرست همت مردانه ام هنوز

باآن که خوشه ام ز ثریا گذشته است

آزروی غیرت است خجل، دانه ام هنوز

پیری اگرچه بال وپرم رابهم شکست

دل می پرد به صحبت طفلانه ام هنوز

صائب گذشته است زسرآب و می جهد

بی اختیار العطش از دانه ام هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲۰لب ساقی شکربارست امروز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲۲ای چشم تو پرده دار اعجاز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۳خضر راه حقیقت است مجاز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۴روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.