پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۷

چون شمع اشک در طلب مدعا مریز

نقد حیات خود چو شرر برهوا مریز

بی عزتی به اهل سخن مایه غم است

زنهار خرده های قلم زیر پا مریز

باید اگر به مردم بیگانه جان فشاند

زنهار آبرو به درآشنا مریز

آتش تمیز خارو خس از گل نمی کند

ای ساده لوح گل به گریبان ما مریز

از مفلسان زبان ملامت کشیده دار

زنهار خون ماهی بی فلس را مریز

صائب گذشت از دو جهان در وفای تو

خونش به خاک راه به تیغ جفا مریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲۰لب ساقی شکربارست امروز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲۲ای چشم تو پرده دار اعجاز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲۳خضر راه حقیقت است مجاز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲۴روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۵درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۶می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.