پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۲۴

روز روشن را شب تارست پنهان در لباس

چهره گلرنگ دارد خط ریحان در لباس

ماتم و سور جهان با یکدگر آمیخته است

خنده ها چون برق دارد ابر گریان در لباس

ریزش بی پرده آب روی سایل می برد

زان کند دریا به دست ابر، احسان در لباس

شرم همت یادگیر از یوسف مصری که داد

نور بینش را به چشم پیر کنعان در لباس

تا نگردد عیش شیرینش ز چشم شور تلخ

از سر پر مغز گردد پسته خندان در لباس

از خود آرایی دل روشن نگردد شادمان

شمع از فانوس رنگین است گریان در لباس

گر به ظاهر شمع در فانوس رفت از راه رحم

می زند بر آتش پروانه دامان در لباس

راز عشق از پرده پوشی می شود رسوا که هست

با وجود نافه، بوی مشک عریان در لباس

تار و پود حله فردوش گردد موج اشک

چشم گریان راست تشریفات الوان در لباس

گر به ظاهر کلک صائب تیره روز افتاده است

صبحها پوشیده دارد این شبستان در لباس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۲۶می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲۷شربت بیماری دل تیغ سیراب است و بس
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲۸گوهر کامل عیاران چشم نمناک است و بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲۹دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳۰از دل آگاه در عالم همین نام است و بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۳۱میوه باغ امیدم داغ حرمان است و بس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۳۲پامنه بیرون ز حدِِّ خود کمال این است و بس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳۳یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.