پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۲۶

می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس

نبض گلشن را به دست آورده ام ازخاروخس

عندلیبی راکه ازگل با خیال گل خوش است

هیچ باغ دلگشایی نیست چون چاک قفس

می شود شمع امیدش روشن از باد صبا

هرکه در راه طلب چون لاله می سوزد نفس

ناله دل ،زندگی رامانع تعجیل نیست

کاروانی رانسوزد دل به فریاد جرس

اهل معنی دل به معنی ازجهان خوش کرده اند

بلبلان رانیست جز فریاد خود فریادرس

از فروغ دل ،سیه گردد جهان برچشم من

پرتو مهتاب با دزدان کند کار عسس

نیست جزباد بروت از عشق زاهد نصیب

ساحل از دریا چه دارد غیرمشتی خار و خس ؟

بر نمی آید به قانع زور بازوی حریص

از لعاب عنکبوتی می شود عاجز مگس

سرو جنت می شود چون کرد تغییر لباس

هر دلی کامروز شد آزاد از قید هوس

چشم تحسین نیست صائب را ازین گفتارها

از عزیزان جهان دارد دعایی ملتمس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۲۸گوهر کامل عیاران چشم نمناک است و بس
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲۹دوزخ ارباب معنی صحبت قال است و بس
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳۰از دل آگاه در عالم همین نام است و بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۳۱میوه باغ امیدم داغ حرمان است و بس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳۲پامنه بیرون ز حدِِّ خود کمال این است و بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۳۳یارب این جانهای غربت دیده را فریاد رس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۳۴شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳۵هیچ کار از ما نمی آید ز کار ما مپرس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.