پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۶

تا دست دست توست میی در ایاغ ریز

بر هر زمین که رسی رنگ باغ ریز

جام جم و سفال، گل یک حدیقه اند

مانند شیشه می به لب هر ایاغ ریز

زان باده ای که ریگ روان تردماغ ازوست

یک قطره درپیاله این بیدماغ ریز

ذوق کدام باده به خوش دشمن است؟

تا عندلیب مست شود خون زاغ ریز

بلبل برای چیست خس و خار آشیان؟

مشتی به چشم رخنه دیوار باغ ریز

دستت اگر به سوده الماس می رسد

درآستین زخم و گریبان داغ ریز

صائب بکش ز میکده عشق ساغری

ته جرعه نشاط به رخسار باغ ریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲۰لب ساقی شکربارست امروز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲۲ای چشم تو پرده دار اعجاز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲۳خضر راه حقیقت است مجاز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۴روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۵درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.