پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۹

پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز

خوشحالیی از غیب به من می رسد امروز

این شادی ازاندازه پیغام فزون است

بوسی ز لب یار به من می رسد امروز

مغز دو جهان راکند از عطسه پریشان

این نافه که ازناف ختن می سد امروز

ز آغوش وداعی که گل و لاله گشوده است

پیداست که گلچین به چمن می رسد امروز

حمام زنانه است جهان از سخن پوچ

گوش که به فریاد سخن می رسد امروز؟

جز زلف دراز تو که ترخان خدایی است

دست که به آن سیب ذقن می رسد امروز؟

دخلی است که بسیار ز خرج است گرانتر

چیزی که به ارباب سخن می رسد امروز

صائب نرود جز سخن حق به زبانم

پیمانه منصور به من می رسد امروز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲۲ای چشم تو پرده دار اعجاز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۲۳خضر راه حقیقت است مجاز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲۴روز روشن را شب تارست پنهان در لباس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲۵درد پیری را جوانی می کند درمان و بس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲۶می کنم سیرگل از چاک گریبان قفس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۷شربت بیماری دل تیغ سیراب است و بس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۸گوهر کامل عیاران چشم نمناک است و بس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.