پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۴

از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز

نگرفته خون من به زبان نیشتر هنوز

باآن که عمرهاست که از سر گذشته ام

صندل نمی برد ز سرم درد سر هنوز

روزی که آه من به هواداری توخاست

درخواب ناز بود نسیم سحر هنوز

شامی که طره تو میان رابه فتنه بست

سنبل نبسته بود به گلشن کمر هنوز

صبحی که چشم من به رخ اشک باز شد

پیمان نبسته بود صدف با گهر هنوز

درخواب بوسه ای ز دهانش ربوده ام

می سوزد از حلاوت آنم جگر هنوز

باآن که شد ز سنگ حوادث حریربیز

این شیشه هست گوش به زنگ خطر هنوز

الماس را دونیم تیغ آه من

گرم است زخم خصم، ندارد خبر هنوز

دل خون شد و همان ستم آسمان بجاست

گل کرد شمع (و)باد صبا در بدر هنوز

صائب اگر چه بر سر طوبی است جای من

درآتشم ز کوتهی پال و پر هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۲۰لب ساقی شکربارست امروز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۲ای چشم تو پرده دار اعجاز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۳خضر راه حقیقت است مجاز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.