پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۰

باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز

از دامن است شعله جواله بی نیاز

ماه تمام رابه معرف چه حاجت است ؟

آن حسن کامل است ز دلاله بی نیاز

از خط گزیر نیست رخ همچو ماه را

ماه تمام اگر شود از هاله بی نیاز

دانسته ام عیار دل سخت یار را

مستغنیم ز گریه و از ناله بی نیاز

حاجت به خلق، سوخته جانان نمی برند

از مرهم است داغ دل لاله بی نیاز

این شکر چون کنم که لب تشنه مرا

از آب کرد ساغر تبخاله بی نیاز؟

کام کسی که شهد قناعت چشیده است

باشد ز ناز شکر بنگاله بی نیاز

منت مکش ز سرمه که آن چشم خوش نگاه

در بردن دل است ز دنباله بی نیاز

بر رهنورد شوق گران است برگ گل

اشک روان ماست ز پرگاله بی نیاز

صائب ز غم منال که یک دیدن رخش

دل را کند ز شادی صد ساله بی نیاز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۳بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۴از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۵از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.