پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۹

با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز

ما از دو خانه همچو کمانیم پاکباز

از خاک منت گل بی خار می کشیم

با آن که همچو آب روانیم پاکباز

از زخم خار شکوه نفهمیده ایم چیست

چون ماهیان ز تیغ زبانیم پاکباز

آهی است سرد در جگر آتشین ما

از برگ عیش همچو خزانیم پاکباز

آیینه ایم لیک ز حیرت درین بساط

از نقش دلفریب جهانیم پاکباز

چون سینه گشاده مستان ساده لوح

از خرده های راز نهانیم پاکباز

زان همچو شبنمیم درین بوستان عزیز

کز رنگ و بوی باغ جهانیم پاکباز

زان بی نشان به نام قناعت نموده ایم

هرچند ما ز نام ونشانیم پاکباز

صائب اگر چه هیچ نداریم در بساط

از چشم و خاطر نگرانیم پاکباز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۳بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۴از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۵از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.