پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۱۲

بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما

ای آفتاب داغ شو، ای آسمان بسوز

راهی است راه عشق که ناچار رفتنی است

یوسف تو هم در آتش این کاروان بسوز

بر کوره گلابگر افتاد راه گل

بلبل تو نیز خار و خس آشیان بسوز

مردانه زیر تیغ چو شمع ایستاده شو

تا ممکن است تن زن و تا می توان بسوز

زین بیش پایمال درین خاکدان مباش

از بوسه وداع دل آسمان بسوز

خاکستر مرا ز حسد چشم می زنند

پروانه مرا ز نظرها نهان بسوز

صائب ز آستانه جانان، دل شبی

بربای  بوسه ای و دل پاسبان بسوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۴از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۵از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۸چون غنچه ز جمعیت دل انجمنی ساز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۹پیغامی ازان غنچه دهن می رسد امروز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲۰لب ساقی شکربارست امروز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲۱به مژگان اشک پاشیدن میاموز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.