پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۸

اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز

این خانه شکسته چکیدن گرفت باز

آه ضعیف من که به روزن نمی رسید

بر روی چرخ، نیل کشیدن گرفت باز

شد تازه داغ کهنه ام از روی گرم عشق

این میوه های خام رسیدن گرفت باز

نیش شکستگی به سویدای دل رسید

این خون نیم مرده چکیدن گرفت باز

هر دانه اشک را که فرو خورده بود دل

از تنگنای حوصله چیدن گرفت باز

باد مراد آه دلم را ز جا ربود

این بحر آرمیده تپیدن گرفت باز

از ترکتاز غم دل صد پاره هر طرف

چون لشکر شکسته دویدن گرفت باز

آهی علم کشید ز هر ذره خاک من

مور ضعیف بال پریدن گرفت باز

نبضی که بود از رگ خواب آرمیده تر

از شوق دست یار جهیدن گرفت باز

از لاله دشت دام تماشا به خاک کرد

دل از سواد شهر رمیدن گرفت باز

دیگر دل ضعیف من از رشته های آه

برخود چو کرم پیله تنیدن گرفت باز

هر دانه امید که در زیر خاک بود

از نوبهار وصل، دمیدن گرفت باز

هر مویم از حلاوت آن لعل آبدار

انگشت خود چو شمع مکیدن گرفت باز

چشمی که با خیال تو در خواب ناز بود

از مژده وصال، پریدن گرفت باز

این آن غزل که مولوی روم گفته است

سیمرغ کوه قاف، رسیدن گرفت باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۳بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۴از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۵از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۷چون شمع اشک در طلب مدعا مریز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.