پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۷

زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز

رنگی برای بردن دل ریخته است باز

بس ملک دل که زیر نگین آورد ترا

زین لشکری که خط تو انگیخته است باز

هر چند خط صلای خزان داد در چمن

برگ نشاط بر سر هر ریخته است باز

زان لب هنوز می شکند یک جهان خمار

زان زلف خوشه های دل آمیخته است باز

دارد سر خرابی دلهای خونچکان

مشکی لبش به باده برآمیخته است باز

از رفت و روی آه محال است کم شود

مشکی که بر دلم خط او بیخته است باز

هر فتنه ای که در شکن زلف جای داشت

در گوشه های چشم تو بگریخته است باز

هر چند خط به حسن تو آورده است زور

پیوند دل ز موی تو نگسیخته است باز

گر شد شکسته زلف تو، هرمو ز خط سبز

در دست حسن خنجر آهیخته است باز

صائب ز وصف خط و رخ او درین غزل

ایمان و کفر را به هم آمیخته است باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰۹با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۳بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۴از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۵از خود برون نیامده دیوانه ام هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۶تا دست دست توست میی در ایاغ ریز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.