پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۵

می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز

با چنین محراب، داری پشت برعقبی هنوز

برده است از راه، صبح کاذب دعوی ترا

غافلی از نور صبح صادق معنی هنوز

می کند هر چند از هر مو سفیدی راه مرگ

دل نمی افتد به فکر توشه عقبی هنوز

گرچه دست از رعشه می لرزد چو اوراق خزان

همچنان چسبیده ای بر دامن دنیی هنوز

از علایق رشته الفت بریدن مشکل است

می پرد بی خواست چشم سوزن عیسی هنوز

شیراز اقبال جنون گردنکشی از سر گذاشت

می کند خون در دل مجنون، سگ لیلی هنوز

طاق کسری بازمین هموار شد، و زفیض عدل

طاق گردون است پرآوازه کسری هنوز

گرچه جای سنگ طفلان بر تن مجنون نماند

برکبودی می زند خال رخ لیلی هنوز

عمرها رفت و همان لرزد به خود چون برگ بید

تیغ کوه طور از گستاخی موسی هنوز

خامه صائب زانشای سخن بس کی کند؟

از هزاران گل یکی نشکفته از طوبی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۷دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷۹صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۰دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۱عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۴از جبینش عرق شرم روان است هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.