پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸۰

دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز

تیغ از دامن تر پاک نگردد هرگز

صافی و تیرگی آب ز سرچشمه بود

بی دلی پاک، سخن پاک نگردد هرگز

چشمه روشن خورشید اگر خشک شود

آب در دیده افلاک نگردد هرگز

صرف پاکی مکن اوقات که سیلاب بهار

تا به دریانرسد پاک نگردد هرگز

جام جم تا اثر از چرخ بود در دورست

چون اثر خیر بود، خاک نگردد هرگز

چهره عالم ازو رنگ بهاران دارد

کز خزان خشک رگ تاک نگردد هرگز

پرده شوخی آن حسن نشد سبزه خط

برق پوشیده ز خاشاک نگردد هرگز

نگشاید گره از غنچه پیکان به نسیم

دل که افسرده شود چاک نگردد هرگز

غیر وقت آنچه شود فوت ز اسباب جهان

عارفان را مژه نمناک نگردد هرگز

خنده زخمی است که جان بردن از و دشوارست

زنده دل آن که طربناک نگردد هرگز

هر که از عاقبت بیخبری با خبرست

صائب از باده طربناک نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸۴از جبینش عرق شرم روان است هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۵لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۶درآ به زمزمه ای مطرب غزال پرداز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۷دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۸نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۹نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.