پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸۴

از جبینش عرق شرم روان است هنوز

چشم امید به رویش نگران است هنوز

گرچه خط گرد برآورد ز شکرزارش

بوسه بر گرد لبش بال افشان است هنوز

در ته سبزه خط، حکم لب میگونش

بر دل سوخته چون آب روان است هنوز

رویش از سبزه خط گرچه زره پوش شده است

دل ز هر حلقه به رویش نگران است هنوز

گرچه زنگار گرفته است ز خط شمشیرش

چین ابروی غضب سخت کمان است هنوز

جلوه اش می برد از دست نظر بازان را

قامتش حلقه رباتر ز سنان است هنوز

نکند گوش به پروانه معزولی خط

چشمش از هر مژه ای فتنه نشان است هنوز

ملکش از لشکر بیگانه خط شد پامال

حسن غافل لمن الملک زنان است هنوز

غمزه شوخ به ویرانی دل مشغول است

زلف در غارت جان برق عنان است هنوز

به جگر سوزی احباب نمی پردازد

غنچه سنگدلش تلخ زبان است هنوز

نتوانست خط آورد به اصلاح او را

فتنه عالم و آشوب جهان است هنوز

گرچه ته جرعه ای از باده حسنش مانده است

صائب از جمله خونابه کشان است هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸۶درآ به زمزمه ای مطرب غزال پرداز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸۷دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸۸نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۹نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹۰بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹۱چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹۲به یادِ سنبل آن زلفِ با صبا می‌ساز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹۳ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.