پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۲

به یادِ سنبل آن زلفِ با صبا می‌ساز

به بوی مشکِ سبکروح باختا می‌ساز

به بوی پیرهنِ غنچه با صبا می ساز

ز آشنا به سخنهای آشنا می‌ساز

مگر به منزلِ مقصود راه توانی برد

ز دستگیری افتادگان عصا می‌ساز

مشو چو دانهٔ گندم به پاکی از خود امن

شدی چو پاک زغش، برگِ آسیا می‌ساز

جمالِ شاهدِ مقصود را نقابی نیست

همین تو سعی کن آیینه با صفا می‌ساز

کلیدِ قفلِ خود از جیبِ دیگران مطلب

چو غنچه از گرهِ خود گرهگشا می‌ساز

اگر ز آتشِ سوزان گذشتنت هوس است

دعای جوشنی از نقشِ بوریا می‌ساز

کنون که قدِ تو گردید حلقه در مرگ

تهیهٔ سفرِ عالمِ بقا می ساز

اگر چو سروِ سرسبز آرزو داری

ز جامه خانهٔ قسمت بیک قبا می ساز

درآ به مُلک توکل، چو خسروان بنشین

ز آسمان و زمین باغ و آسیا می‌ساز

اگر هوایِ شکرِ خوابِ عافیت داری

ز فرشهای مُنقَّش به بوریا می‌ساز

خمارِ نعمتِ الوان به خون شکسته شود

به استخوانی ازین سفره چون هما می‌ساز

اگر مقام به ویرانه می کند سیلاب

تو نیز برگِ اقامت درین سرا می‌ساز

چو آفتاب رخ از سوزِ دل طلایی کن

به کیمیای نظر خاک را طلا می‌ساز

ز قصر دلت اگر پایداریت هوس است

نخست، شمسه‌اش از پنجهٔ دعا می‌ساز

مباش زیرِ سیه خیمهٔ فلک صائب

برای خویشتن از دودِ دل سما می‌ساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹۴ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۵نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹۶حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹۷که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹۸مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹۹بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰۰نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰۱چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.