پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۵

نبسته ای گره عهد برقبا هرگز

نرفته ای به سروعده وفا هرگز

همیشه گرچه درآیینه خانه می گردی

ندیده ای رخ خود سیراز حیا هرگز

عیارجنبش مژگان او چه میدانی؟

نگشته ای هدف ناوک قضا هرگز

حدیث دل نگرانی زماچه میپرسی ؟

نکرده ای سفری روی برقفا هرگز

اگرچه شبنم گستاخ این گلستانم

ندیده ام رخ گل را به مدعاهرگز

به گردرفت ز حرص تو خرمن افلاک

دهان شکوه نبستی چو آسیا هرگز

ندیده ام اثر از آه سردخود صائب

گلی نچیده ام از صحبت صبا هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹۷که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۸مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹۹بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۰نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰۱چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۰۲نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰۳سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰۴به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.