پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۱

چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز

فروغ صبح بنا گوش دلگشاست هنوز

اگر چه خط رقم عزل خواند درگوشش

درازدستی مژگان او بجاست هنوز

به یاد بوسه دهن خوش کنید ازان نوخط

که نوسواد سخنهای آشناست هنوز

به دستهای نگارین، عذار نو خط او

ز کار درهم عاشق گرهگشاست هنوز

اگر چه دود برآورد خط ز رخسارش

هزار تشنه جگر رالبش دواست هنوز

به ناامیدی از اینجا مرو که حاجتها

ز فیض صبح بنا گوش او رواست هنوز

ازو توقع حلوای آتشی زودست

عتاب و رنجش بیجای او بجاست هنوز

هزار تشنه جگر را به چشمه حیوان

لبش به خضر خط سبز رهنماست هنوز

فسانه می شمرد حرف بیوفایی حسن

ازو توقع مهر و وفا خطاست هنوز

نگشته است به دلها گران غبار خطش

عزیز دیده مردم چو توتیاست هنوز

به عرض حال زبان آشنا مکن صائب

که تیغ غمزه او برسر جفاست هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰۳سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰۴به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰۵ترا که نور نظر نیست اعتبار آمیز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۶در کاهش است از سخن خود سخن طراز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰۷زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۰۸اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰۹با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.