پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۴

به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز

گران نگشته ازین خاک آستان برخیز

گره مشو به دل خاک تیره چون قارون

چوعیسی از سر این تیره خاکدان برخیز

چو تخم اشک ممان از فسردگی در خاک

چو آه گرم شو از سینه جهان برخیز

اجل نیامده جان را به طاق نسیان نه

روان نگشته قضا از سر روان برخیز

دمادم است که در خرمن تو افتاده است

ز زیر تیغ شرربار کهکشان برخیز

ز گریه دل شب، روی شمع نورانی است

تو نیز شب به دو چشم شررفشان برخیز

مده ز دست گریبان غنچه خسبی را

گل صباح، گل از بستر گران برخیز

تلاش عالم بالای خاکساری کن

به صدر اگر بنشینی، ز آستان برخیز

نفس شمرده زدن صبح را جوان دارد

توهم شمرده نفس خرج کن، جوان برخیز

پل شکسته به سیلاب برنمی آید

ز راه اشک من ای طاق کهکشان برخیز

محک چه صرفه برد از زر تمام عیار؟

ز پیش راه من ای سنگ امتحان برخیز

منه به دوش عصا بار ناتوانی خویش

شراب کهنه به دست آور و جوان برخیز

زبان طرز نظیری است صائب این مصرع

که پیش ازان که نگردیده ای گران برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰۶در کاهش است از سخن خود سخن طراز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰۷زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰۸اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۹با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۳بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.