پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۳

سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز

ز همنشینی ما می کشی الم برخیز

سر قلم بشکن، مهر کن دهان دوات

به این سیاه دلان کم نشین و کم برخیز

گذشتن از سر گنج گهر سخاوت نیست

کریمی از سر آوازه کرم برخیز

کلید گلشن فردوس دست احسان است

بهشت می طلبی از سر درم برخیز

بدار عزت موی سفید پیران را

ز جای خویش به تعظیم صبحدم برخیز

درین دو وقت، اجابت گشاده پیشانی است

دل شب از نتوانی سپیده دم برخیز

گرفت دامن گل شبنم از سحر خیزی

زگرد خواب بشو دست و رو، توهم برخیز

امید فتح و ظفر هست تا علم برجاست

فروغ صبح نخوابانده تا علم برخیز

درین جهان نبود فرصت کمربستن

زخاک تیره کمر بسته چون قلم برخیز

به فکر دوست به بالین گذار سر صائب

چو آفتاب ز آغوش صبحدم برخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰۵ترا که نور نظر نیست اعتبار آمیز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰۶در کاهش است از سخن خود سخن طراز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰۷زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۸اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰۹با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۲بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.