پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰۲

نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز

زهیزم تر من شد فسرده آتش تیز

عجب که راه به دیر مغان توانم یافت

مراکه نیست به جز سبحه هیچ دستاویز

به زاهدان نکند می ز ننگ آمیزش

و گرنه هیزم خشک است مفت آتش تیز

دلی که رفت به دارالامان بیرنگی

چه فارغ است زنار جهان رنگ آمیز

ز صبح دانه انجم تمام می سوزد

به هیچ شوره زمین تخم پاک خویش مریز

چه نعمتی است که سنگین دلان نمی دانند

که شیشه هاست مرازیرخرقه پرهیز

سحر که مرغ سحرخیز در خروش آید

اگر ز جای نخیزد دلت تو خود برخیز

ترا ز هر که رسد تلخیی درین عالم

محصلی است که از خلق درخدا بگریز

مکن به کاهلی امروز خویش را فردا

که خود حساب ندارد حذر ز رستاخیز

ز حسن طبع تو صائب که در ترقی باد

بلند نام شد از جمله شهرها تبریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۰۴به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰۵ترا که نور نظر نیست اعتبار آمیز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰۶در کاهش است از سخن خود سخن طراز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۷زان چهره خط قیامتی انگیخته است باز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰۸اشکم ز دل به چهره دویدن گرفت باز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۰۹با عشق او ز هر دو جهانیم پاکباز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱۰باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱۱منقار من ز صبح ازل بود دانه سوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.