پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۶

حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز

ز بوی گل نشود جغد شادمان هرگز

به عاقلان نتوان دوخت داغ سودا را

تنور سرد نگیرد به خویش نان هرگز

اگر چه کوه غم روزگاربردل ماست

نبوده ایم به طبع کسی گران هرگز

به تلخ و شور جهان همچو بحر ساخته ایم

نخورده ایم غم رزق در جهان هرگز

همیشه همسفر همت بلند خودیم

نداده ایم به دست کسی عنان هرگز

اگر چه نغمه طرازی مسلم است به ما

نخوانده ایم نوایی به بلبلان هرگز

همیشه در صدد عیبجویی خویشیم

نبوده ایم پی عیب دیگران هرگز

(میان آینه و زشت رو صفایی نیست

به اهل دل نشود چرخ مهربان هرگز)

اگر چه غنچه آن گلشنیم ما صائب

نبسته ایم دل خود به گلستان هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹۸مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۹بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۰۰نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰۱چه شد که یار خط آورد با صفاست هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰۲نکرد در دل من کار، عشق شورانگیز
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۰۳سبک ز سینه ما ای غبار غم برخیز
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰۴به اختیار ز نزهت سرای جان برخیز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰۵ترا که نور نظر نیست اعتبار آمیز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.