پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۱

چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز

چو ابر سایه رحمت به هر گیاه انداز

بلند و پست جهان در قفای یکدگرست

اگر به ماه برآیی نظربه چاه انداز

مریز حاصل خود رابه بحر چون سیلاب

چو ابر گوهر خود رابه خاک راه انداز

مکن چو شمع به یک خانه عمر خود را صرف

چو آفتاب به هر روزنی نگاه انداز

در انتظار تو چشم ستاره آب آورد

چو شمع قافله اشک را براه انداز

شبی برآی به گلگشت ماهتاب برون

چو مهر رعشه غیرت به جان ماه انداز

نفس شمرده زن، از قید سبحه فارغ باش

به راه نه قدم و راهبر به چاه انداز

سزای توست به ناخن زمین خراشیدن

تراکه گفت که برآسمان کلاه انداز؟

بپوش جامه فتح از شکست خود صائب

کتان طاقت خود را به پیش ماه انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹۳ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۴ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹۵نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹۶حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹۷که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹۸مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹۹بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۰۰نبرده خط ز عذار تو آب و تاب هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.