پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹۰

بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز

ز رعشه سنگ به مینای آفتاب انداز

فریب حسن سبکسیر رنگ و بوی مخور

محبت گل این باغ بر گلاب انداز

کمند جاذبه گوهرست بیتابی

همین تو رشته جان را به پیچ و تاب انداز

میی که پشت ندارد نخوردنش اولاست

به پای خم بنشین در قدح شراب انداز

مشو چو قطره شبنم گره درین گلزار

سربریدن به دامان آفتاب انداز

ترا چه کار که این خاک پاک و آن شورست

به هر زمین که رسی تخم چون سحاب انداز

اگر قبول نداری که بی تو چون داغیم

بیا به سینه سوزان ما کباب انداز

نصیب کوزه سر بسته است باده ناب

نهفته چشم برآن چشم نیمخواب انداز

جواب آن غزل است این که خواجه حافظ گفت

مرا به میکده بر در خم شراب انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹۲به یادِ سنبل آن زلفِ با صبا می‌ساز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۳ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹۴ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹۵نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹۶حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹۷که را به گوشه گلخن کشیده اند امروز؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹۸مگر به فکر سواری است آن نگار امروز؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹۹بیا و تازه کن ایمان به نوبهار امروز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.