پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸۷

دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟

که رنگِ من به زبانِ شکسته شد غَمّاز

مباش ایمن ازان چشمهای شرم‌آلود

که چشم‌دوخته گیرد شکارِ خود این باز

چو دید طاقِ دو ابروی یار، برگردید

کسی که گفت روا در دو قبله نیست نماز

ازان ز حلقه بگوشانِ خطِ مشکینم

که کرد حسن ترا خطِ نیازمندِ نیاز

ز عرضِ حال در ایامِ خط مشو غافل

که وقتِ شام بود تنگ در ادای نماز

دلی که با نفسِ گرمِ عشق آب نشد

ز آفتابِ قیامت نمی‌رود به گداز

چنان که سیل خس و خار را به دریا بُرد

مرا به عشقِ حقیقی کشید عشقِ مجاز

حباب مانعِ جوش و خروشِ دریا نیست

نگشت مُهرِ خموشی نقابِ چهرهٔ راز

ترا تردد خاطر کشیده‌ است به بند

که آب می‌شود از موجِ خویش سلسله‌ساز

به فکرِ صائب ازان می‌کنند رغبت خلق

که یاد می‌دهد از طرزِ حافظِ شیراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸۹نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۹۰بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹۱چو آفتاب به هر ذره ای نگاه انداز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹۲به یادِ سنبل آن زلفِ با صبا می‌ساز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹۳ز خط چو یار رخِ آل را کند سرسبز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹۴ز سرو قدِ تو شد شوره زارِ امکان سبز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۹۵نبسته ای گره عهد برقبا هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹۶حدیث عشق نگیرد به زاهدان هرگز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.