پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۸۱

عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز

خانه دیو، پریخانه نگردد هرگز

شهپر عشق سبکسیر، شکست دل ماست

آسیا بی مدد دانه نگردد هرگز

عشق از کوی خرابات به جایی نرود

گنج دلگیر ز ویرانه نگردد هرگز

گرچه در دایره چشم غزالان باشد

روی مجنون ز سیه خانه نگردد هرگز

هر که ترجیح دهد عقل و خرد را به جنون

دارم امید که دیوانه نگردد هرگز!

عشق با عقل محال است شود در دل جمع

این دو تیغ است که همخانه نگردد هرگز

دل غفلت زدگان زنده نگردد به سخن

پرده خواب به افسانه نگردد هرگز

گر صبا با خبر از درد غریبی باشد

گرد خاکستر پروانه نگردد هرگز

آشنایی به سخن کن که پریزاد سخن

آشنایی است که بیگانه نگردد هرگز

کجرویهای فلک علت کج بینی توست

تا نگردد سرت،این خانه نگردد هرگز

بر رخ هر که گشودند در دل صائب

طالب کعبه و بتخانه نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸۴از جبینش عرق شرم روان است هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸۵لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۶درآ به زمزمه ای مطرب غزال پرداز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۷دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۸نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۹نخست دفتر هوش و خرد درآب انداز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹۰بگیر جام هلالی ز رخ نقاب انداز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.