پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۹

صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز

بلبل و جغد هم آواز نگردد هرگز

من میخواره و همراهی زاهد، هیهات

صحبت سنگ و سبو، ساز نگردد هرگز

با سیه دل چه کند صحبت روشن گهران ؟

زنگ از آیینه سخنساز نگردد هرگز

از خود آرا طمع سیرت شایسته خطاست

که برون ساز، درون ساز نگردد هرگز

تا کسی گل نزند روزن بینایی را

بر رخش رخنه دل باز نگردد هرگز

عجز را مهر به لب زن چو بلا نازل شد

به کمان تیر قضا باز نگردد هرگز

کبک اگر خنده بیجا نکند من ضامن

که گرفتار به شهباز نگردد هرگز

تا تو صائب ز خس و خار نیفشانی دست

شعله آه سرافراز نگردد هرگز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۸۱عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۴از جبینش عرق شرم روان است هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۵لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۶درآ به زمزمه ای مطرب غزال پرداز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۷دگر که را کنم از اهلِ درد محرمِ راز؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۸نمی رسد به حقیقت کس از سرای مجاز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.