پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۶

ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز

مهره بازیچه گردون گردانی هنوز

شد بنا گوشت سفید و ظلمت غفلت بجاست

صبح روشن گشت و در خواب پریشانی هنوز

شاهراه کشور مرگ است هر موی سفید

ره نمایان گشت ودر رفتن گرانجانی هنوز

شد بلند، آوازه طبل رحیل کاروان

از پریشان خاطری در فکر سامانی هنوز

قامت خم گشته چوگان است گوی مرگ را

تو همان سرگرم بازی همچوطفلانی هنوز

گرچه پیری در سر دست تو گیرایی نهشت

با هزاران آرزو دست و گریبانی هنوز

شد طناب عمر سست و خیمه بیرون زد حواس

در سرانجام عمارت سخت بنیانی هنوز

در چنین وقتی که می باید به خود پرداختن

واله خال و خط رخسار خوبانی هنوز

در چنین وقتی که صائب ساده لوحیهاست باب

تو ز کوته بینشی در جمع دیوانی هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۹صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸۰دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸۱عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۴از جبینش عرق شرم روان است هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۵لاله داغ است ازان عارض گلفام هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.