پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۴

دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز

داغها از لاله دارد سینه هامون هنوز

دامن از خون شفق صبح قیامت پاک کرد

می تراود از سر خاک شهیدان خون هنوز

گرچه شیرین سبکرو عمرها شد رفته است

شمع روشن می توان کرد از پی گلگون هنوز

نگسلد پیوند روحانی ز دست انداز مرگ

می توان از خم شنید آواز افلاطون هنوز

عشق بر لوح دلم روزی که رنگ داغ ریخت

ساده بود از نفش اختر صفحه گردون هنوز

زان می روشن که در پیمانه خورشید ریخت

عشق آتشدست، می گردد سرگردون هنوز

صائب از اشکی که چشم من نثارش کرده است

می جهد چون برق نبض موجه جیحون هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۶ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۷دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷۹صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸۰دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۱عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۳هیچ جا از خوشی آثار نمانده است امروز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.