پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷۳

می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز

زان چراغ کشته دودی هست درروزن هنوز

گرچه خورشید عذارش روی در زردی نهاد

از شفق خون می کند دردیده روزن هنوز

عهد یوسف گرچه طی گردید، می یابد مشام

از درو دیوار کنعان بوی پیراهن هنوز

زان شکر خندی که زد برق تجلی بردرخت

خیره می گردد نظر در وادی ایمن هنوز

در ته دامان خط، رخسار آتشناک او

شمع امیدجهانی می کند روشن هنوز

سبزه خط گرچه از رویش طراوت برده است

میتوان گل بردازان رخسار بادامن هنوز

شوخی مژگان تلافی می کند رخسار را

می زند ناخن به دلها خاراین گلشن هنوز

نرگسش از دود تلخ خط اگر پژمرده شد

چین ابرو در زبان بازی است چون سوسن هنوز

گرچه شد بر باد خرمن، می تواند بردفیض

سالها از خوشه چینی موراین خرمن هنوز

چشم گستاخ هوس از دور نتواند گذشت

حسن شرم آلوده او را ز پیرامن هنوز

پردگی شد شوخی حسنش، ولی مژگان شوخ

می خلد در پرده های دیده چون سوزن هنوز

گرچه از بادخزان زیر وزبر شد گلشنش

می پرد چشم و دل صائب در آن گلشن هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۵می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۶ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷۷دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷۹صحبت عشق و خرد ساز نگردد هرگز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۸۰دل ما روشن از افلاک نگردد هرگز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸۱عشق گرد دل فرزانه نگردد هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۸۲نیست بی خون دل آن زلف پریشان هرگز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.