پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۱

عشق مقید به خط وخال نگردد

رهزن مرغان قدس دانه نباشد

بوالهوس وعشق بی غرض چه خیال است

گریه اطفال بی بهانه نباشد

کار سپر می کند گشاده جبینی

وای بر آن کس که شادمانه نباشد

سلسله جنبان چه می کند دل عاشق

جنبش گردون به تازیانه نباشد

لازم فقرست تیره رویی دارین

لیلی ما بی سیاه خانه نباشد

عشق به رنگ هوس ز پرده برآید

صائب اگر شرم در میانه نباشد

مستی ما از می شبانه نباشد

مطرب ما از برون خانه نباشد

جوش شکایت کجاوخون شهیدان

آتش یاقوت را زبانه نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰۳از کمرش کام دل چگونه برآید
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰۴چون مه روی تو از حجاب برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰۵فتنه چشم تو چون ز خواب برآید
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۰۶سری را که سودا ز سامان برآرد
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۰۷دل صاف پروای محشر ندارد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۰۸چرا با دل من صفایی ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۰۹دل از خاکساری بهشت خدا شد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۱۰چه گل از خودآن مرده دل چیده باشد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.