پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۰۰

مستی ما از می شبانه نباشد

مطرب ما از برون خانه نباشد

سلسله جنبان چه می کند سر پرشور

گردش گردون به تازیانه نه نباشد

گربودت دل به جای خویش چومرکز

دایره عیش را کرانه نباشد

لفظ بود جلوه گاه معنی روشن

لیلی ما بی سیاه خانه نباشد

بر دل درویش میهمان نشودبار

پای تکلف چو در میانه نباشد

در گذر از جمع زر که اهل کرم را

غیر کف سایلان خزانه نباشد

با دل پر خون زبان شکوه نداریم

آتش یاقوت را زبانه نباشد

پیش زبان دان درد عشق چو صائب

نیست نوایی که عاشقانه نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۰۲غنچه مستور از نقاب برآمد
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۰۳از کمرش کام دل چگونه برآید
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۰۴چون مه روی تو از حجاب برآید
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۰۵فتنه چشم تو چون ز خواب برآید
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۰۶سری را که سودا ز سامان برآرد
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۰۷دل صاف پروای محشر ندارد
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۰۸چرا با دل من صفایی ندارد
  8. غزل شمارهٔ ۴۵۰۹دل از خاکساری بهشت خدا شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.