پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۳

از سرگذشته سربه گریبان نمی کشد

این شمع کشته ناز شبستان نمی کشد

هر جا رود به محمل لیلی است همرکاب

مجنون کدورتی ز بیابان نمی کشد

خونین دل ترا هوس تاج لعل نیست

منت ز لاله کوه بدخشان نمی کشد

من بی نصیبم از تو وگرنه کدام خار

از گل هزار لطف نمایان نمی کشد

بی چشم ز خم در قدمش هست خار عشق

آن را که دل به سیر گلستان نمی کشد

از سبزه خط تو چکد آب زندگی

این خضر ناز چشمه حیوان نمی کشد

از زخم خار نیست خطر گردباد را

مجنون قدم ز خار مغیلان نمی کشد

شادم به ضعف خویش که بیماری نسیم

ناز طبیب و منت درمان نمی کشد

بر چرخ اگر برآمده گوهر نمی شود

تا قطره پای خویش به دامان نمی کشد

کوه غم است در نظرش سایه کریم

آزاده ای که منت احسان نمی کشد

شیرین نمی شود چو گهر استخوان او

یک چند هر که تلخی عمان نمی کشد

اقبال خط بلند بود ورنه هیچ کس

صف در برابرصف مژگان نمی کشد

موری که پای حرص به دامن کشیده است

خود را به روی دست سلیمان نمی کشد

صائب کسی که سر به گریبان خود کشید

ناز بهشت و منت رضوان نمی کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۱۵یک دل ز ناوک مژه او رها نشد
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۱۶خط ترا که دید که زیر و زبر نشد
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۱۷چون چشم خوابناک که شوخی ازو چکد
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۱۸شرم از نگاه آن گل سیراب می چکد
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۱۹از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲۰ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲۱دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۲طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.