پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۱۹

از جلوه تو برگ ز پیوند بگسلد

نشو ونما ز نخل برومند بگسلد

طفل از نظاره تو ز مادر شود جدا

مادر ز دیدن تو ز فرزند بگسلد

دامن کشان ز هر در باغی که بگذری

از ریشه سرو رشته پیوندبگسلد

چون نی نوازشی به لب خویش کن مرا

زان پیشتر که بند من از بندبگسلد

در جوش نوبهار کجا تن دهد به بند

دیوانه ای که فصل خزان بندبگسلد

جستن ز بند خانه تقدیر مشکل است

دل چون ز زلف وکاکل دلبندبگسلد

آزادگی ز شهد محال است مور را

دل چون ازان لبان شکر خند بگسلد

این رشته حیات که آخر گسستنی است

تا کی گره به هم زنم وچند بگسلد

آدم به اختیار نیامد برون ز خلد

صائب چگونه از دل خرسند بگسلد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۲۱دل را کجا به زلف رسا می توان رساند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲۲طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲۳از همت بلند اثر در جهان نماند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۲۴نه آسمان سبو کش میخانه تواند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲۵جمعی که دل به طره طرار بسته اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲۶خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲۷آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۸مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.