پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲۰

ساقی به یک پیاله که وقت سحر رساند

ما را ازین جهان به جهان دگر رساند

صد حلقه برامید من افزود پیچ وتاب

هر رشته ای که ریشه به آب گهر رساند

یاقوت آتشین ترا دید آب شد

لعلی که آفتاب به خون جگر رساند

ما را رساند بی پرو بالی به کوی دوست

پروانه را به شمع اگر بال وپر رساند

از دولت نخوانده مرا ساخت بیخبر

هرکس به من ز آمدن او خبر رساند

زنهار تلخ وتند مشو کز زبان چرب

بادام خویش را به وصال شکر رساند

مخمور را به رطل گران دستگیر شد

ما را کسی که سنگ ملامت به سر رساند

از دیده سفید به مطلب رسید دل

این نخل را شکوفه به وصل ثمر رساند

در وادی طلب نفس برق وباد سوخت

این راه را دگر که تواند بسر رساند

نقصان نکرده است ز اهل سخن کسی

شد سبز حرف هر که به طوطی شکر رساند

شاخ از شکستگی به ثمر گرچه کم رسد

ما را دل شکسته به وصل ثمر رساند

صائب چو خون مرده نرفتم ز جای خود

چندان که روزگار به من نیشتر رساند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۲۲طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲۳از همت بلند اثر در جهان نماند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲۴نه آسمان سبو کش میخانه تواند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۲۵جمعی که دل به طره طرار بسته اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲۶خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲۷آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۲۸مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۲۹در کوی عشق بر رخ کس در نبسته‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.