پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲۲

طی شد زمان پیری ودل داغدار ماند

صیقل شکست وآینه ام در غبار ماند

چون ریشه درخت که ماند به جای خویش

شد زندگی وطول امل برقرار ماند

ناخن نزد کسی به دل سر به مهر ما

این غنچه ناشکفته بر این شاخسار ماند

زین پنج روزه عمر که چون برق وباد رفت

غمهای بی شمار به این دلفگار ماند

زان سرو خوش خرام که عمرش درازباد

از خویش رفتنی به من خاکسار ماند

خواهد گرفت دامن گل را به خون ما

این آشیانه ای که ز ما یادگارماند

از خود برآی زود که گردد گزنده تر

چندان که زهر در بن دندان مار ماند

غمهای من ز عشق سراسر نشاط شد

غیر از غمی که بر دلم از غمگسار شد

نتوان زمن به عشرت روی زمین گرفت

گردی که بر جبین من از کوی یار گرفت

دست من ز رعونت آزادگی چو سرو

با صد هزار عقده مشکل زکار ماند

صائب زاهل درد هم آواز من بس است

کوه غمی که بر دلم از روزگار ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۲۴نه آسمان سبو کش میخانه تواند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۲۵جمعی که دل به طره طرار بسته اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۲۶خوبان دلم به زلف گره‌گیر بسته‌اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۲۷آنان که دل به معنی بیگانه بسته اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۲۸مستان چو غنچه بند قبا را نبسته اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۲۹در کوی عشق بر رخ کس در نبسته‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۳۰روی ترا به آتش دل‌ها برشته‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۳۱مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.