پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۰

روی ترا به آتش دل‌ها برشته‌اند

لعل ترا به خون جگرها سرشته‌اند

ای شاخ گل ببال که در مزرع وجود

چون خال دل‌فریب تو تخمی نَکِشته‌اند

ظاهر نمی‌شود که چه مضمون دلکش است

هرچند خط سبز ترا خوش نوشته‌اند

دل را به آب دیده خونبار تازه دار

کاین دانه را به زحمت بسیار کِشته‌اند

از کجروی عنان نگه را کشیده دار

کاین تار را به دقت بسیار رشته‌اند

اوراق چرخ زیر وزبر گشته سال‌ها

تا نسخه وجود تو بیرون نوشته‌اند

نان تو چون فطیر بماند در این تنور

با دست خود خمیر تو در هم سرشته‌اند

از دودش آفتاب قیامت زبانه‌ای است

در آتشی که دانه ما را برشته‌اند

جمعی که سایه بر سر افتادگان کنند

در سایه حمایت بال فرشته‌اند

ایمن مشو که نیست مگر بهر امتحان

صائب اگر عنان تو از دست هِشته‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۳۲دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳۳هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳۴جمعی که هوش خود به می ناب داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳۵جمعی که بوسه بر قدم دار داده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۳۶آنان که دل به عقل خدا دور داده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳۷عیش جهان به رند می آشام داده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۳۸هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۳۹جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.