پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۳

هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند

چون ساغر اختیار ز دستم گرفته اند

مهر خموشیم که ز آیینه طلعتان

چندین تهیه بهر شکستم گرفته اند

در دل نهان چگونه کنم داغ عشق را

صد بار بیش برگه ز دستم گرفته اند

دیوار پست را خطر از موج فتنه نیست

زان مانده ام به جای که پستم گرفته اند

آن گوهرم که آبله سان اهل روزگار

بر روی دست بهر شکستم گرفته اند

چون تاک حفظ گریه مستانه چون کنم

دست سبوی باده ز دستم گرفته اند

خورشید پیش پای نبیند ز تیرگی

در کوچه ای که شمع ز دستم گرفته اند

نه توبه بهارم و نه چهره خزان

چون در میان برای شکستم گرفته اند

صائب جواب آن غزل کاظماست این

داغم ازین که شیشه ز دستم گرفته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۳۵جمعی که بوسه بر قدم دار داده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳۶آنان که دل به عقل خدا دور داده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳۷عیش جهان به رند می آشام داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳۸هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۳۹جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴۰جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴۱جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۲آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.