پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۷

عیش جهان به رند می آشام داده اند

خط مسلمی به لب جام داده اند

از بر گریز حادثه ریزند گل به جیب

آزادگان که ترک سرانجام داده اند

آسودگی ز خاطر نام آوران مجو

کاین منزلت به مردم گمنام داده اند

جمعی که حلقه بر در ابرام می زنند

با خود قرار تلخی دشنام داده اند

از جستجوی رزق چه آسوده خاطرست

آن را که دانه از گره دام داده اند

مالیده اند بر لب خود خاک عاشقان

از دور بوسه گر به لب بام داده اند

ترسم ز بوسه لب ساقی کنند کم

بوسی که میکشان به لب جام داده اند

هرگز نصیب بوسه ربایان نگشته است

ما را حلاوتی که ز پیغام داده اند

عذرم بجاست پخته اگر دیر می شوم

شیر مرا ز صبح ازل خام داده اند

نقصان نکرده است کسی از ملایمت

قند از زبان چرب به بادام داده اند

تیغ فسان کشیده میدان جراتند

آنها که تن به سختی ایام داده اند

از خود گسستگان ز جان دست شسته را

در راه سیل لنگر آرام داده اند

جمعی که دیده اند سرانجام بیخودی

نقد حیات خویش به یک جام داده اند

پر سر کشی مکن که ز آغوش فاخته است

هر سرو را که در چمن اندام داده اند

از شوق کعبه چشم تو کرده اند اگر سفید

منشین ز پا که جامه احرام داده اند

صائب چه فارغند ز اندیشه حساب

جمعی که کار آخرت انجام داده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۳۹جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۰جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۱جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴۲آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴۳گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴۴خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴۵این غافلان که جود فراموش کرده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۶جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.