پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۴۰

جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند

بی‌چشم‌زخم راه به اکسیر برده‌اند

با صبح خوش برآی که غفلت گزیدگان

زهر از عروق دل به همین شیر برده‌اند

پیران کار دیده درین راه پرخطر

با قد چون کمان سبق از تیر برده‌اند

افتند در بهشت به دوزخ اگر روند

جمعی که شرمساری تقصیر برده‌اند

دزدیده‌اند مار به افسون ز مارگیر

آنان که مال خلق به تزویر برده‌اند

مشکل کنند دست به یک کاسه با خسیس

جمعی که دست در دهن شیر برده‌اند

از استخوان سوخته بسیار صادقان

از راه صدق فیض طباشیر برده‌اند

پهلو تهی ز موجه ریگ روان کنند

دیوانگان که زحمت زنجیر برده‌اند

چون روبه‌رو شوند به قاتل جماعتی

کز خون گرم آب ز شمشیر برده‌اند

آنان که در مقام رضا ایستاده‌اند

سر چون هدف به زیر پر تیر برده‌اند

بر صبر خود مناز که رخ‌های لاله‌گون

بسیار رنگ از رخ تصویر برده‌اند

صائب بگیر دامن پیران که اهل درد

فیض مسیح از نفس پیر برده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۴۲آنان که دل ز کینه سبکبار کرده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۴۳گر خلق را به حرف دهن باز کرده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۴۴خال ترا ز دیده تر سبز کرده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۴۵این غافلان که جود فراموش کرده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۴۶جمعی که افسر از خرد خام کرده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۴۷این آهوان که گردن دعوی کشیده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴۸مردم ز فیض عالم بالا چه دیده اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۹گوش از برای نغمه تر آفریده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.