پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۲

دلهاکه جا به زلف معنبر گرفته اند

بی انتظاردامن محشر گرفته اند

جمعی که برده اند سر خود به زیر بال

نه بیضه فلک به ته پر گرفته اند

یک جا قرار دولت دنیا نمی کند

آب حیات را ز سکندر گرفته اند

پیش کسی دراز نسازند میکشان

دستی که چون سبو به ته سر گرفته اند

یکرنگ گل شده است زبس عندلیب من

از بال من گلاب مکرر گرفته اند

چون مرغ پربریده ز پروانه مانده است

تا نامه مرا ز کبوتر گرفته اند

چون شمع بارها زسر خود گذشتگان

در زیر تیغ زندگی از سر گرفته اند

ارباب درد از پی سامان اشک و آه

آتش ز سنگ و آب ز گوهر گرفته اند

صائب جماعتی که ز می دست شسته اند

ساغر زدست ساقی کوثر گرفته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۳۴جمعی که هوش خود به می ناب داده اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳۵جمعی که بوسه بر قدم دار داده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳۶آنان که دل به عقل خدا دور داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳۷عیش جهان به رند می آشام داده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۳۸هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳۹جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۴۰جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۱جمعی که جان به لب گویا سپرده اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.