پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳۱

مردان ز جان خویش نه آسان گذشته اند

خون خورده اند تا ز سر جان گذشته اند

گردیده است آب دل رهروان عشق

تا از پل شکسته امکان گذشته اند

فردای باز خواست چه آسوده خاطرند

امروز آن کسان که ز سامان گذشته اند

از صدر تا رسند بزرگان به آستان

از عالم آستانه نشینان گذشته اند

پروانه حلاوت افکار صائبند

آن طوطیان که از شکرستان گذشته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۱۳۳هوش از نظر به نرگس مستم گرفته اند
  2. غزل شمارهٔ ۴۱۳۴جمعی که هوش خود به می ناب داده اند
  3. غزل شمارهٔ ۴۱۳۵جمعی که بوسه بر قدم دار داده اند
  4. غزل شمارهٔ ۴۱۳۶آنان که دل به عقل خدا دور داده اند
  5. غزل شمارهٔ ۴۱۳۷عیش جهان به رند می آشام داده اند
  6. غزل شمارهٔ ۴۱۳۸هرگز عنان رشته به گوهر نداده اند
  7. غزل شمارهٔ ۴۱۳۹جمعی که بار درد تو بر دل نهاده‌اند
  8. غزل شمارهٔ ۴۱۴۰جمعی که ره به چشم و دل سیر برده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.